خرید بک لینک
سلام

قبلا فکر کنم گفته بودم شاید فلسفه نور و جهان بینی سهروردی به علاقه های من نزدیک تر باشه.

با توجه به کتابهایی که خوندم فکر کنم زیاد اشتباه نمیکردم.

فعلا در حال خوندن یک مجموعه 7 جلدی از سهروردی هستم که حجم خیلی کمی داره ولی متن و مفهوم سنگینی داره.

1-لغت موران 2-فی حقیقت العشق 3-فی حالت الطفولیه 4-صفیر سیمرغ 5-روزی با جماعت صوفیان 6-عقل سرخ 7-اواز پر جبرئیل

2 تای اولی رو خوندم:

و این گوهر (عقل) را سه صفت بخشید: یکی شناخت حق ویکی شناخت خود ویکی شناخت انکه نبود پس ببود.از ان صفت که به شناخت حق تعالی داشت حسن پدید امد که انرا نیکویی خوانند و از ان صفت که به شناخت خود تعلق داشت عشق پدید امد که انرا مهر خواندند و از ان صفت که نبود,ببود تعلق داشت حزن پدید امد که انرا اندوه خواندند.

عشق را از عشقه گرفتند و ان گیاهی است که در باغ پدید اید در بن درخت اول بیخ در زمین سخت کند پس سر بر ارد و خود را در درخت می پیچد و هم چنان میرود تا جمله درخت را فرا گیرد و پنانش در شکنجه کند که نم در میان درخت نماند و هر غذا که به واسطه اب و هوا به درخت میرسد بتاراج میبرد تا انگاه که درخت خشک شود...

الان کلا در سردرگمی این هستم که شیخ اشراق عشق رو زیر مجموعه عقل قرار داد در صورتی که همیشه برای من در مقابل عقل بود...


برچسبها: کتاب, فلسفه, شیخ اشراق
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 0:11 توسط Mimdot |

برچسب: نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

صفحه بندی