خرید بک لینک
سلام

وقتی میخوای با یک ایده وایدئولوژی مقابله کنی چندتا اتفاق میفته:

1-خودت دارای یک ایدئولوژی مشخصی باشی: در اینصورت باید ایدئولوژی خودت رو در مقابل اون قرار بدی و از برتری هاش بگی ولی خب از اونجا که احتمالا هر دو ایدئولوژی یا حامیان این ایده ها از نقاظ ضعف و قوت خاصی برخوردارند پیروز شدن و نشون دادن برتری کار سختی خواهد بود.برای مثال میشه به تاریخ جنگ سرد و تقابل کمونیست-سکولاریست-لیبرالیسم و... رجوع کرد.

2-هدفت نابود کردن و از مشروعیت انداختن ایدئولوژی طرف مقابل باشه: اینجا دیگه از ایدئولوژی خاصی دفاع نمیکنی بلکه ایدئولوژی ها مختلف حکم یک قربانی رو داره *(که البته بعدا میشه موجه شد این قربانی زنده میشه) این کار میتونه چندتا منظور داشته باشه: اول اینکه از قدرت همه ایدئولوژی ها به صورت غیر مستقیم برای رسیدن به هدفت میتونی استفاده کنی و خب طیف بیشتری از قدرت رو هم میتونی در اختیار داشته باشی چون ترازو به سمت بی طرف بودن شما سنگینی میکنه.(با قربانی کردن ایدئولوژی ها...) دومین مورد که نتیجه مورد اول هم میتونه باشه این هست که دست شما برای تخریب طرف مقابل باز میشه وقتی ایدئولوژی مشخصی نداشته باشی اصول اخلاقی مشخصی هم نداری قطعا (اینکه بعضی ها ایدئولوژی دارن ولی اصول درستی ندارند هم هست البته) و راحت میتونی هر جور که خواستی با دروغ تهمت نیرنگ و... طرف مقابل رو از مشروعیت بندازی و...

در این بین چندتا نمیچه ایدئولوژی هم وجود داره مثل ازادی بیان و حقوق بشر و... کاری که این نیمچه ایدئولوژی ها انجام میدن این هست که میان نقش اسلحه ای رو که باعث قربانی شدن ایدئولوژی میشه انجام میدن مثلا به بهانه حقوق بشر میان از ظلم های سوخته ای که ایدئولوژی مورد حمایت خودشون(همونی که میخوان بعدا زنده بشه) انجام دادن انتقاد میکنن و اینجا این نیمچه ایدئولوژی رو یک ایدئولوژی کامل وبیطرف جا میزنن که صد البته اشتباهه (اگر به اتفاقات میانمار یه نگاهی بندازید فکر کنم متوجه منظورم بشید) و از همین نیمچه ایدئولوژی بعدها برای ضربه زدن به ایدئولوژی مخالف خودشون استفاده میکنن در صورتی که طرف مقابل نمیتونه از این نیمچه ایدئولوژی ها صرف نظر کنه چون فکر میکنه یا دیده که یک جاهایی به ضرر طرف مقابل هم از این استفاده شده.(گرچه اگر خوب دقت کنه متوجه میشه این ضرر ها سوخته بودند و گفتن یا نگفتنشون فایده زیادی نداره وبیشتر یک کار مبتنی بر احساسه تا منطق اکثریت)**

و در اخر وقتی از دید ناظری که همه ایدئولوژی را قربانی کرده به انتهای موضوع نگاه کنیم متوجه میشیم که اگر این قربانی کردن نتیجه بده وایدئولوژی مقابل نابود بشه تمام ایده های باقی مونده برای ادامه بشر همون ایده های قربانی شده هستند که فقط نیاز به یکم تغییرات جدید دارن مثل تغییر اسم و... واینجاست که ایده قربانی شده دوباره زنده میشه یا به عبارتی اسلحه ای که این ایده هارو برای هدفش قربانی کرده مشقی بوده...فقط صدا بوده...

*وقتی دیدید یک جا رسانه ای از تاریخ و فرهنگ خودش گذشت احتمال بدید که میخواد از ایدئولوژی حامی خودش هم دست بکشه برای یه هدف دیگه...

**یکی از دلایلی که باید یک ادم با تاریخ اشنایی نسبی داشته باشه همینه بعضی مواقع همین بیان بریده شده تاریخ برای عوامی که از اون اطلاع ندارند حکم ازادی بیان و حتی بیطرفی یک ایدئولوژی رو به اشتباه میرسونه...

پ ن:البته میشه در نظر گرفت اونی که قربانی میکنه میتونه نیازی به ایدئولوژی خاصی هم نداشته باشه وهدفش فقط توقف ایدئولوژی باشه که باعث نابودی خودش میشه...

ممنون


برچسبها: ایدئولوژی, سیاست, تاریخ, رسانه
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 14:25 توسط Mimdot |

برچسب: بازی,ایده, نویسنده: سپیده حسینی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1396 ساعت: 11:51

صفحه بندی